
روزی با یک خادم مسیحی گفتگو می کردم . صحبت ما به خانواده ها کشیده شد که یک
خادم مسیحی باید خانواده اش به گونه ای باشند که مشخص باشد آنها با یک خادم زندگی
می کنند ولی نظر من با او همراه نبود.
یک مثالی می زنم تا بهتر موضوع را با هم پی گیریم ، فرض کنیم : شما عروسکی ،
ماشینی ، دوست ویا خواهر و یا برادری دارید که خیلی دوستش دارید و یک روز مادر و
پدر شما می آیند و می گویند که چون با ما زندگی می کنی باید این عروسک ویا ... را
کنار بگذاری ! مطمعنا ً شما خیلی ناراحت می شوید و اگر نتوانید آنها را قانع کنید پس
مغلوب می شوید و...
حال اگر ما چون خادم مسیح هستیم اینطور فکر کنیم که باید خانواده های ما هم در شأ ن
وشئون اینکه ما خادم هستیم باشند و لباس بپوشند و رفتار کنند و آنها را اجبار به این
کار کنیم ، خُب بنظر کاری کاری مسیح پسندانه نمی آید.
هیچ گاه و هیچ وقت مسیح نگفت که چون شما خادم من هستید باید خانواده هاتون هم
خادم باشند
مسیح خود طبیب بیماران بود(ترد شده گان،زنا کاران،فاحشه ها، فقرا، گرسنه گان و...)که
همۀ ما اینها را به خوبی می دانیم ، پس بهتر است که ما هم حامی باشیم تا اینکه نظر
خود را تحمیل کنیم چرا که آتش زیر خاکستر روزی دوباره فوران خواهد نمود.
برادران وخواهران من، ما مسیح را برنگزیدیم بلکه او ما را انتخاب کرد . پس خانواده ما
هم مسیح انتخاب می کند که در او باشند و ایمان خود را تقویت بخشند در نتیجه ما همه
هیچ کاره هستیم پس کلاه خود را دو دستی بگیرید و وظیفۀ خود را خالصانه و صادقانه
در راه جلال مسیح خداوند ادامه دهید.
و برای خانواده خود همیشه در دعا باشید و با رفتار های خود(با مهربانی و صمیمیت)
کاری کنید که آنها از اینکه شما شخصیتی مسیحی دارید و رفتاری مسیح گونه ؛ خوشحال
شوند و جذب شوند
بیایید با هم تصمیم بگیریم که چون خودمان دوست داریم که خانوادۀ ما هم آنگونه که ما
دوست داریم باشند ؛ نظر خودمان را تحمیل نکنیم . زیرا در اثر تحمیل ؛ پشیمان خواهیم
شد
چرا که آنها شاید به ظاهر نظر تحمیلی ما را قبول کنند ولی واقعیت امر دیگریست.
هرکه مسیح را می خواهد و قصد پیمودن راه او را دارد باید طبق کلام : *صلیب بر داشته
و همین حالا تصمیم بگیرد و باید از همه چیزش بگذرد * (همه چیز = به نظر من ِ حقیر ؛
چیز هایی که مانع از رسیدن به مقصود می شود ودل بستگی های ما)
وقتی نظرتان را تحمیل می کنید بدانید که از راه مسیح خارج شده اید و اون فرشتۀ دوست
داشتنی برای نفس آدمی، در شما دارد کار می کند . این را بدانید که اگر کلام را بخوانید
حتما ً متوجه می شوید که مسیح هیچ گاه نظرش را تحمیل نکرد ، فقط و فقط دعا نمود
ومحبت ورزید و بخشید . شما نیز چنین کنید که خواهید زیست
خدای پدر هم هیچ گاه ودر هیچ موردی فرمایشاتش را تحمیل نکرد بلکه همیشه فرموده
که اگر این کار را انجام دهیدقطعا ً خواهید زیست ، در مورد میوۀ حیات و درخت شناخت
نیک و بد در کتاب پیدایش هم نمونۀ بارزی از این موضوع است : خداوند فقط فرمود
نخورید که خواهید زیست ولی حوا و آدم رعایت نکردند
در صورتی که خداوند عادل ، آگاه و قادر مطلق است ؛ شاید این سئوال پیش آید که چرا
خدا که می دانست حوا و آدم گناه می کنند جــــلوی آنها را نگرفت؟؟
جواب : اگر خداوند این پیشامد را جلو گیری می کرد ، دیگر خدای عادلی نمی بود و عدالت
خدا زیر سئوال می بود . نمی بود؟؟؟؟؟
خدا آنها را قدرت انتخاب بخشید وآنها را آگاه ساخت که این کار را اگر نکنند خواهند
زیست ولی حوا و آدم فریب فرشتۀ دوست داشتنی نفس خود را خوردند و تسلیم شدند !
خدا هم در اینجا نظر خود را تحمیل ننمود
پس ما هم با پیروی از خالق خود ؛ باید با خانواده هایمان رفتار کنیم ؛ چرا که ما هرگز
قضاوت نخواهیم نمود و اگرنه در مورد ما هم قضاوت خواهد شد.
وظیفۀ ما این است که ابتدا خود را ساخته ( برای پیمودن راه مسیح ) ودعا کنیم و فقط و
فقط به آنها محبت کنیم و با محبت بگوییم که اگر انجام ندهند بهتر است.
خدا با شما
26مهر1386
بنده گناه کار مسیح ؛ مرتضی احمدی دستجردی


